دیشب شب بدی بود
ديشب وقتي چشمهام رو روي هم گذاشتم تصوير تو
در ذهنم نقش بست اما تار بود....
درست نميديدم...
ديشب دلم برات تنگ شده بود...
دلم هميشه برات تنگه...
از اولشم تنگ بود حتي وقتي كه كنارم بودي و دستات تو دستم بود....
هميشه ازم دور بودي.... هميشه....
ديشب گوشه چشمام به يادت تر شد....
ديشب دلم يه سوزش عجيبي داشت...
ديشب دلم هوات كرده بود....
ديشب...
اما تو نبودي.... تو كنارم نبودي...
حتي توي خيالم هم درست نمي ديدمت..
ديشب شب بدي بود...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۹/۲۹ ساعت 10:50 PM توسط ......
|